to look fixedly معنی فارسی چشم دوختن خيره نگريستن واژههای دیگر با معنی «چشم دوختن» crystal gazing چشم دوختن بربلورياچيزديگرتا آنکه، تصويرخيالي درنظرآيد gaze خيره نگريستن، چشم دوختن، زل نگاه کردن