to make a minute of معنی فارسی ياد داشت کردن پيش نويس کردن واژههای دیگر با معنی «ياد داشت کردن» notate نماد کردن، يادداشت برداشتن، ياد داشت کردن annotate حاشيه نوشتن، ياد داشت نوشتن، تفسير نويس annotative حاشيه نوشتن، ياد داشت نوشتن، تفسير نويس