to make away معنی فارسی بر باد دادن ، کار (کسي را) ساختن ، خلاص شدن از (دست) واژههای دیگر با معنی «بر باد دادن» squander بر باد دادن، تلف کردن misspend تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن misspent تلف کردن، بر باد دادن، بد خرج کردن