to move on
UKtoumuːvwʌn
معنی فارسی
از جاي خود تکان دادن ، وادار به حرکت کردن
از جاي خود تکان دادن ، وادار به حرکت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن