to out bias معنی فارسی اريب بريدن واژههای دیگر با معنی «اريب بريدن» crosscut اريب بريدن، ميان بر. have an angle بريدن مسير مهاجم بصورت اريب bevel (.adj.& n): گونيا، سطح اريب، هنجار