دیکشنری فارسی

to overeach oneself

معنی فارسی

زياد جلو افتادن و خودرا خسته کردن ،

از زرنگي آنسو افتادن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن