to patent an invention معنی فارسی ثبت اختراع واژههای دیگر با معنی «ثبت اختراع» patentee صاحب اختراع ثبت شده، ذينفع اختراع به ثبت رسيده . atentee صاحب اختراع ثبت شده caveator کسيکه درضمن تقاضاي ثبت اختراع تقاضاميکند به، تقاضاي ديگران تر patentor اعطا کننده ي امتياز يا حق انحصاري، ثبت کننده ي اختراع، فرداد دهنده europatents حق اختراع قابل قبول در اروپا، اختراع ثبت شده که در اروپا معتبر ميباشد