to pepper with stones معنی فارسی سنگ زدن سنگسار کردن واژههای دیگر با معنی «سنگ زدن» centerless grind سنگ زدن نامتمرکز form-grind سنگ زدن در مقطع طولي pumice سنگ پا، خاز، سنگ پا زدن jet جت، کهرباي سياه، سنگ موسي