to press the button
UKtoupresðbʌtn
معنی فارسی
دکمه را فشار دادن در راه انداختن چيزي يا
کاري پيش قدم شدن
دکمه را فشار دادن در راه انداختن چيزي يا
کاري پيش قدم شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن