to profit by the accasion معنی فارسی از موقع استفاده کردن ، موقع را مغتنم شمردن واژههای دیگر با معنی «از موقع استفاده کردن» sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي