دیکشنری فارسی

to quench one's thirst

UKtoukwentʃwʌnzθəːst

معنی فارسی

تشنگي خودرافرونشاندن (يارفع کردن) ،

رفع عطش کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن