دیکشنری فارسی

to release on parole

معنی فارسی

با قيد التزام رها کردن ،

باگرفتن قول شرف رها کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن