to root up (or out) معنی فارسی از ريشه درآوردن ريشه کن کردن قلع وقمع کردن واژههای دیگر با معنی «از ريشه درآوردن» outroot از ريشه کندن، از بيخ درآوردن، قلع و قمع کردن