to run upon the rocks معنی فارسی شکسته شدن خانه خراب شدن واژههای دیگر با معنی «شکسته شدن» wrecker کسيکه براي غارت کشتي وسائل شکسته شدن، انراازدرياکنارفراهم ميکند refrangibility شکست پذيري، امادگي براي شکسته شدن، نقض پذيري wrech کشتي شکسته، کشتي شکستگي، شکسته يا خراب