پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
to sow the seeds of something
معنی فارسی
تخم چيزي راکاشتن
بنيادچيزي را گذاشتن
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن