دیکشنری فارسی

to stand one's ground

UKtoustændwʌnzgraund

معنی فارسی

درجاي خودماندن وازدست ندادن زمين

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن