to stand out معنی فارسی برجسته بودن ، دوام يا ايستادگي کردن واژههای دیگر با معنی «برجسته بودن» stand out برجسته بودن، دوام اوردن، ايستادگي کردن predominate مسلط بودن (ياشدن)، تفوق جستن، برجسته بودن dominate حکم فرمابودن، تحکم کردن (بر)، برجسته بودن accentuate با تکيه تلفظ کردن، تکيه دادن، تاکيد کردن