to sum up UKtousjuːmʌp معنی فارسی بطور خلاصه خلاصه اينکه واژههای دیگر با معنی «بطور خلاصه» briefly speaking بطور خلاصه، مختصر کنيم briefly بطور خلاصه، مختصراً summarily بطور خلاصه، مختصراً LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) abstractedly بصورت خلاصه، با تفرقه حواس، بطور مجزا incompressibly چنانکه نتوان فشرديا خلاصه نمود، بطور غير قابل تراکم