to swallow the pill
UKtouswɔlouðpil
معنی فارسی
تن بکاردشواري دادن بخواري تن دردادن
تن بکاردشواري دادن بخواري تن دردادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن