to take a spring معنی فارسی جست زدن واژههای دیگر با معنی «جست زدن» capriole جست، جست و خيز، جست زدن hopped رازک، (درجمع) ميوه رازک رازک زدن به، رازک بار اوردن prance جفتک زدن، (يا انداختن) متکبرانه راه رفتن، جفتک prancingly جفتک زدن، (يا انداختن) متکبرانه راه رفتن، جفتک tittup جست وخيز، جفتک زدن.، جست و خيز کردن