to take care معنی فارسی مواظب بودن باحذربودن ملتفت بودن واژههای دیگر با معنی «مواظب بودن» look after مراقب بودن، مواظب بودن، توجه داشتن به . look نگاه کردن، نگريستن، نظر افکندن watch out مراقب بودن، مواظب.