to tell tales معنی فارسی چغلي کردن سخن چيني کردن خبربري کردن واژههای دیگر با معنی «چغلي کردن» delate متهم کردن، اسناد کردن، چغلي کردن (از) inform آگاهي دادن، القاء کردن به، تزريق کردن در