to the end معنی فارسی تا اخر تا انتها واژههای دیگر با معنی «تا اخر» play out تا اخر ايستادگي کردن، تا اخر ايفا کردن، تا اخر بازي کردن follow through چيزي را تا اخر دنبال کردن، بانجام رساني. supernaculum تا ته، تا اخر، باده خوشگوارکه سزاوار تاته نوشيدن است etcetera و غيره، و مانند ان، تا اخر etcaetera وغيره، ومانندان، تا اخر