to the order of معنی فارسی به حواله کرد در وجه واژههای دیگر با معنی «به حواله کرد» order cheque چک به حواله کرد، چک در نام فرد خاص warrant to bearer به حواله کرد حامل payable to order قابل پرداخت به حواله کرد due bill سند بدهي، در CL به اين شکل تنظيم مي شود :، بدهي به آقاي ..... مبلغ ..... است که