to walk the boards معنی فارسی بازيگري کردن واژههای دیگر با معنی «بازيگري کردن» hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد