دیکشنری فارسی

to watch one's time

معنی فارسی

منتظرموقع مناسب شدن گوش بزنگ بودن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن