toast (1)
معنی کامل و مثالها
/tōst/vt., vi., n.
● (نان و غیره) برشته کردن، برشتن، تف دادن
to toast cold, stale bread in the oven
نان سرد و مانده را در فر برشته کردن
● داغ کردن، (کاملا) گرم کردن
to toast oneself by the fire
خود را جلو آتش خوب گرم کردن
● برشته شدن
● نان برشته، نان داغ شده (در toaster)