toast (2)
معنی کامل و مثالها
/tōst/n., vt., vi.
● به سلامتی (کسی یا چیزی) نوشیدن، نوش کردن، جام گرفتن
the ambassadors toasted each other
سفیران به افتخار یکدیگر نوشیدند.
● (به افتخار کسی یا چیزی) باده نوشی، نوش
Saddegh proposed a toast to the flag
صادق پیشنهاد کرد که به افتخار پرچم بادهنوش کنند.
● (با the و of) محبوب، مورد توجه همگان، شهره
that singer became the toast of the town
آن خواننده شهرهی شهر شد.