tobaccoes معنی فارسی تنباکو توتون واژههای دیگر با معنی «تنباکو» indian weed تنباکو، توتون tobacco تنباکو، توتون infusion of tobacco اب تنباکو، خيسانده تنباکو nicotiana جنس تنباکو tobacconist تنباکو فروش، توتون فروش nicotinize مسموم کردن از تنباکو nicotinism مسمويت از نيکتين در نتيجه استعمال زياد، تنباکو nicotine نيکتين، جوهر زهرآگين تنباکو salt peter شوره قلمي، نيترات پتاسيم، شوره برگ تنباکو. basic crops محصولات کشاورزي اساسي مانند، گندم، جو