دیکشنری فارسی

toboggan

UKtəbɔgən

معنی فارسی

سورتمه دراز و باريک که براي رفتن روي برف و

يخ در سرازيريها بکار ميبرند

معنی کامل و مثال‌ها

/tǝ bäg´ǝn/n., vi.

● سورتمه‌ی چند نفری، سورتمه‌ی دراز

● با سورتمه حرکت کردن، سورتمه سواری کردن

● (به سرعت) کم شدن، کاهش یافتن، افت کردن

prices tobogganed

قیمت‌ها سریعا افت کرد.

ریشه و کاربرد

ریشه

From the Algonquian term 'odabaggan'.

مثال

  • They rode down the hill on a toboggan.
  • The toboggan slid smoothly over the snow.
  • He bought a new toboggan for the winter.

ترکیب‌های رایج

Ride a toboggan Toboggan ride Toboggan hill Toboggan slide

تعریف انگلیسی

verb
  1. a long narrow sled without runners; boards curve upward in front
  2. move along on a luge or toboggan “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن