دیکشنری فارسی

toenail

UKtouneil

معنی فارسی

ناخن انگشت پا. يکوري کوبيدن اريب کردن کج کوبيدن اريب ميخ کج

معنی کامل و مثال‌ها

/tō´nāl´/n., vt.

● ناخن انگشت پا، ناخن پا

● (نجاری - میخ را) یک‌وری کوبیدن، اریب کردن، کج کوبیدن (رجوع شود به: toe)

● (میخ کوبیده شده به طور) اریب، میخ کج

تعریف انگلیسی

verb
  1. the nail at the end of a toe
  2. drive obliquely “toe a nail” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «ناخن انگشت پا.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن