toll (2)
معنی کامل و مثالها
/tōl/vt., vi., n.
● (ناقوس کلیسا را به طور مداوم و موزون) به صدا در آوردن یا درآمدن، زدن، زده شدن، (با زدن ناقوس) اعلام کردن (معمولا مرگ کسی یا احضار به کلیسا را)
(J. Donne) never send to know for whom the bell tolls, it tolls for thee
هرگز جویا نشو که ناقوس برای که به صدا درآمده است: برای تو صدا میکند.
(T.Gray) the curfew tolls the knell of parting day
ناقوس مرگ روز گذران را اعلام میدارد.
the clock tolls the hour
زنگ ساعت وقت را اعلام میکند.
● ناقوسزنی، زنگزنی
● صدای ناقوس، صدای زنگ