دیکشنری فارسی

tonnage

UKtʌnidʒ US'tʌnədʒ

معنی فارسی

گنجايش کشتي بر حسب تن ،

بارگيري کشتي به تن شماري

معنی کامل و مثال‌ها

/tun´ij/n.

● وزن بر حسب تن، تناژ

● گنجایش کشتی بر حسب تن

● مالیات یا عوارض بارکشتی (که بر حسب تن محاسبه می‌شود)

● کشور یا بندر و غیره) جمع کل محمولات حمل شده (برحسب تن)

this mine's daily tonnage is large

میزان حمل شده از این کان در هر روز قابل ملاحظه است.

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'tun', a measure of capacity.

مثال

  • The tonnage of the ship was over 50,000 tons.
  • The port saw an increase in tonnage this year.
  • The tonnage of the cargo was calculated before shipping.

ترکیب‌های رایج

Calculate tonnage Increase tonnage Total tonnage

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tax imposed on ships that enter the US; based on the tonnage of the ship

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن