tool maker معنی فارسی ابزار ساز ابزار مند واژههای دیگر با معنی «ابزار ساز» australopithecine انسانگونه هاي منقرض شده که در جنوب، شرقي، افريقا زيست ميکردند و قائم و ابزار ساز بودند implement آلت، افزار، ابزار gadgeteer بازيچه ساز، سازنده ي ابزار جالب ولي بدون کاربرد