دیکشنری فارسی

top-heavy

معنی کامل و مثال‌ها

/täp´hev´ē/adj.

● سنگین در بالا (و سبک در پایین و لذا در خطر افتادن)، بالا سنگین

a top-heavy army that has two thousand soldiers and two hundred senior officers

یک ارتش بالا سنگین که دو هزار سرباز و دویست افسر ارشد دارد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unstable by being overloaded at the top

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن