دیکشنری فارسی

topless

UKtɔpləs US'tɔpləs

معنی فارسی

بسيار بلند ،

بقدري بلند که گويي سر ندارد

معنی کامل و مثال‌ها

/täp´lis/adj.

● بی راس، عاری از بخش فوقانی، بی‌در، بی‌سرپوش

a topless jar

بستوی بدون در (بی سرپوش)

● (زنانه - لباس شنا) بی‌پستان‌پوش، (جامه) بی‌بالاتنه، سینه باز

● (زن) با پستان‌های برهنه، عریان سینه

a topless dancer

رقصگر عریان سینه

● بلند، رفیع، دارای قله یا تارک ناپیدا (از شدت بلندی)

a topless tower

برج سر به فلک کشیده

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'top' + '-less'. First known use in 1966.

مثال

  • She was sunbathing topless on the beach.
  • The magazine featured a topless model on its cover.
  • The city has a few topless bars.

ترکیب‌های رایج

topless beach topless model topless bar topless sunbathing

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having no top “a topless jar”
  2. having the breasts uncovered or featuring such nudity “topless waitresses” “a topless cabaret”

واژه‌های دیگر با معنی «بسيار بلند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن