دیکشنری فارسی

torchbearer

UKtɔːtʃbɛərər

معنی فارسی

مشعل دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-ber´ǝr/n.

● مشعلدار، (مجازی) رهبر، الهام‌گر، سرجنبان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a leader in a campaign or movement

واژه‌های دیگر با معنی «مشعل دار.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن