دیکشنری فارسی

torchlight

UKtɔːtʃlait

معنی فارسی

نور مشعل، هواي گرگ وميش،

وابسته به نور مشعل.

وابسته به نور مشعل، مشعلي، فروزانه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/tôrch´līt´/n., adj.

● نورمشعل

● وابسته به نور مشعل، مشعلی، فروزانه‌ای

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'torch' + 'light'. First known use in the 14th century.

مثال

  • The cave was illuminated by torchlight.
  • They made their way by torchlight.
  • The torchlight flickered against the stone walls.

ترکیب‌های رایج

by torchlight torchlight procession torchlight tour torchlight flickered

تعریف انگلیسی

noun
  1. light from a torch or torches

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن