دیکشنری فارسی

tormentor

UKtɔːmentər

معنی فارسی

عذاب دهنده ،

چنگال بزرگ که درکشتي براي دراوردن گوشت

از....بکاربرند

معنی کامل و مثال‌ها

/tôr ment´ǝr/n.

زجر دهنده، شکنجه‌گر

Asghar killed one of his tormentors

اصغر یکی از کسانی را که به او شکنجه می‌دادند کشت.

(تئاتر) دیواره یا پرده‌ی هر یک از دو طرف صحنه (که جناحین و پشت صحنه را از تماشاگران مستور می‌دارد)

(فیلمبرداری) دیواره‌ی مشبک (برای کاستن پژواک) (tormenter هم می‌نویسند)

ریشه و کاربرد

ریشه

Late Middle English from Old French tormenteur, from Latin tormentum ‘rack, torment’, from torquere ‘to twist’.

مثال

  • He was a cruel tormentor to his younger siblings.
  • The tormentor was finally brought to justice.
  • She was haunted by the memories of her tormentor.

ترکیب‌های رایج

Cruel tormentor Relentless tormentor Sadistic tormentor

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who torments
  2. a flat at each side of the stage to prevent the audience from seeing into the wings

مترادف‌ها

noun
Torturer.

واژه‌های دیگر با معنی «عذاب دهنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن