دیکشنری فارسی

torporific

معنی فارسی

سستي اور

معنی کامل و مثال‌ها

/tôr´pǝr if´ik/adj.

● رخوت‌آور، سست کننده، خمودگر

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن