دیکشنری فارسی

torr

UStɔ:

معنی فارسی

تور

معنی کامل و مثال‌ها

/tôr/n.

● (واحد سنجش فشار برابر با حدود 133322 پاسکال یا فشار یک میلیمتر جیوه) تور

تعریف انگلیسی

noun
  1. a unit of pressure equal to 0.001316 atmosphere; named after Torricelli

واژه‌های دیگر با معنی «تور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن