دیکشنری فارسی

tote

UStəut

معنی فارسی

باربردن حمل ونقل کردن سوق دادن جمع کردن مجموع برپشت حمل کردن.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a capacious bag or basket
  2. carry with difficulty “You'll have to lug this suitcase” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
(Local, Southern U. S.) Carry, bear, transport, lead.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن