دیکشنری فارسی

tote

UStəut

معنی فارسی

باربردن حمل ونقل کردن سوق دادن جمع کردن مجموع برپشت حمل کردن.

مترادف‌ها

verb active
(Local, Southern U. S.) Carry, bear, transport, lead.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن