دیکشنری فارسی

tote (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tōt/n., vt.

● (به ویژه در بغل یا بر پشت خود) حمل کردن، به دوش کشیدن، کول کردن

he was toting a sack of rice

یک کیسه برنج بر دوش داشت.

● (سلاح آتشین) با خود داشتن، سلاح حمل کردن

the robbers were all toting revolvers

همه‌ی دزدان تپانچه داشتند.

● دوش‌گیری، حمل، بغل گیری

● بار

● مخفف: tote bag

● کوله پشتی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن