دیکشنری فارسی

totem

US'təutəm

معنی فارسی

توتم

معنی کامل و مثال‌ها

/tōt´ǝm/n.

● (در میان برخی قبایل بومی) حیوان یا شی که نماد قبیله بوده و با تبار آن بستگی دارد، توتم

● نماد، نشان مقدس، شعار قبیله

تعریف انگلیسی

noun
  1. a clan or tribe identified by their kinship to a common totemic object
  2. emblem consisting of an object such as an animal or plant; serves as the symbol of a family or clan (especially among American Indians)

واژه‌های دیگر با معنی «توتم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن