totipalmate
معنی فارسی
پيوسته انگشت
معنی کامل و مثالها
/tōt´i pal´māt´, -mit/adj.
● (پرنده - دارای چهار انگشت به هم پیوسته یا پردهدار) پیوسته انگشت
پيوسته انگشت
/tōt´i pal´māt´, -mit/adj.
● (پرنده - دارای چهار انگشت به هم پیوسته یا پردهدار) پیوسته انگشت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن