دیکشنری فارسی

totipotent

معنی فارسی

داراي قدرت توليد يک ارگانيسم از يک جزء ان.

معنی کامل و مثال‌ها

/tō tip´ǝ tǝnt/adj.

● بس توان، پرتوان، قدر قدرت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having the ability to give rise to unlike cells “embryonic stem cells are totipotent” “Pertains to noun: totipotency”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن