totipotent
معنی فارسی
داراي قدرت توليد يک ارگانيسم از يک جزء ان.
معنی کامل و مثالها
/tō tip´ǝ tǝnt/adj.
● بس توان، پرتوان، قدر قدرت
داراي قدرت توليد يک ارگانيسم از يک جزء ان.
/tō tip´ǝ tǝnt/adj.
● بس توان، پرتوان، قدر قدرت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن