touchier UKtʌtʃiər معنی فارسی زود رنج واژههای دیگر با معنی «زود رنج» techy زود رنج، تند مزاج، ناراضي نما miffy زود رنج، زود پژمرده شدني pettish زود رنج، کج خلق testier زود رنج، کج خلق testiest زود رنج، کج خلق testy زود رنج، کج خلق touchiest زود رنج touchily زود رنج touchy زود رنج waspish بد خو، زود رنج