دیکشنری فارسی

touring car

UKteəriŋkɑːr

معنی فارسی

يکجوراتومبيل جادارکه براي سياحت کردن

بکارميبرند

معنی کامل و مثال‌ها

● (سابقا) اتومبیل بی‌سقف، اتومبیل روباز

تعریف انگلیسی

noun
  1. large open car seating four with folding top

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن