دیکشنری فارسی

tourism

UKteərizəm US'tuə'rızəm

معنی فارسی

گشتگري جهانگردي سياحت.

معنی کامل و مثال‌ها

/toor´iz´ǝm/n.

● جهانگردی، گردشگری، گشتگری، فرویشگری

tourism is one of Greece's main sources of income

گشتگری یکی از بزرگترین منابع درآمد یونان است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the business of providing services to tourists “Tourism is a major business in Bermuda”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن