دیکشنری فارسی

tournament

US'tuənəmənt

معنی فارسی

شمشيرزني سواره باشمشيرهاي کند درميان

سلحشوران سده هاي 12 تا41

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_r´nǝ mǝnt/n.

● (قرون وسطی) مسابقه‌ی سواران نیزه‌دار (برنده کسی بود که حریف خود را از اسب می‌انداخت)

● یک دوره از این نوع مسابقات

● (یک دوره مسابقات که چند تیم یا حریف در آن شرکت دارند) تورنمنت، دوره‌ی مسابقات، ناوردگان

a basketball tournament

دوره‌ی مسابقات (ناوردگان) بسکتبال

ریشه و کاربرد

ریشه

From Old French 'tornoiement', from 'tornoier' (to joust, tilt).

مثال

  • He participated in a chess tournament.
  • The city hosts a sports tournament every summer.
  • The tournament was cancelled due to the pandemic.

ترکیب‌های رایج

Win a tournament Enter a tournament Tournament champion Tournament round

تعریف انگلیسی

noun
  1. a sporting competition in which contestants play a series of games to decide the winner
  2. a series of jousts between knights contesting for a prize

مترادف‌ها

noun
Tourney.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن